اصطلاحات حقوقی

✅اکراه: عملی است تهدیدآمیز از طرف کسی نسبت به دیگری به منظور تحقق بخشیدن عمل حقوقی مورد نظر اکراه کننده
✅التزام: مترادف تعهد و تعهد کردن است.
✅الزام: در لغت به معنی اجبار است.
✅امانت: مال مورد ودیعه را گویند.
✅اناطه: حالت توقف رسیدگی و اظهار نظر یک دادگاه بر ثبوت امر دیگری در دادگاه دیگر.
✅انتقال:‌زوال مالکیت مالک نسبت به مال معین به نفع مالک جدید.
✅انحلال: در معنی از بین رفتن یک موسسه رسمی
✅انفال: اموالی است که به موجب قانون متعلق به شخص اول اسلام می‌باشد.
✅انفساخ: انحلال قهری عقد را گویند.
✅انکار: در اصطلاح آئین‌ دادرسی مدنی کسی که سندی علیه او ابراز شود و او مهر یا امضاء یا اثر انگشت منتسب به خود را نفی کند و آنها را از خود نداند این عمل را انکار گویند.
✅اهل: غیر محجور را اهل می‌گویند و در لغت به معنی شایسته آمده است.
✅اهلیت: صفت کسی است که دارای جنون، سفه،‌صفر، ورشکستگی و سایر موانع محرومیت از حقوق باشد.
✅ایفاء: در مورد پرداخت دین به کار می‌رود.
✅ایقاع: عملی است تضایی و یکطرفی که به صرف قصد انشا،‌و رضای یکطرف منشأ اثر حقوقی شود.

✅باطل: هر عمل حقوقی که مخالف مقررات قانونی بوده باشد.
✅بدهکار: کسی که در ذمه او تعهدی به نفع غیر وجود دارد.
✅برات: سندی است تجارتی که بوسیله آن شخصی که محیل نامیده می‌شود به شخصی که محال علیه نامیده می‌شود حواله می‌دهد که مبلغی در وجه شخص ثالث بپردازد.
✅بستانکار: کسی که به نفع او تعهدی بر ذمه دیگری وجود دارد.
✅بنچاق:‌اسناد راجع به مالکیت یا نقل و انتقال سابق بر معامله‌ای که فعلاً انجام می‌گیرد.
✅بیع: تملیک عین است به عوض معلوم
✅بیع سلف: مترادف بیع سلم است و آن بیعی است که ثمن حال و مبیع مؤجل باشد.
✅بیع مؤجل: بیع نسیه
✅بیع محاباتی: بیع به کمتر از ثمن‌المثل را که عالماً عامداً صورت گرفته باشد را گویند.

✅پرداخت: اجراء تعهدی که موضوع آن وجه نقد باشد.
✅پروتکل: صورت جلسات مجالس سیاسی که برای مذاکره و رسیدگی در امری منعقد شده باشد.

✅تأسیس: یعنی پی نهادن و ایجاد نمودن. به معنی وضع قانونی است که در معرف و عادت وجود نداشته است.
✅تابعیت: رابطه‌ای است سیاسی که فردی یا چیزی را به دولتی مرتبط می‌سازد به طوری که حقوق و تکالیف اصلی وی از همین رابطه ناشی می‌شود.
✅تاجر:‌کسی که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد.
✅تبرع: در عطاء یعنی دادن مال بدون چشم داشت عوض
✅تبعه: کسی که تابعیت کشور معینی را داشته باشد.
✅تبعیض: هرگونه تفاوت محرومیت با تقدم که بر پایه نژاد و رنگ پوست و یا جنسیت و یا مذهب و با عقیده سیاسی در امور مربوط به استخدام و اشتغال، تساوی احتمال موقعیت.
✅تجارت: معاملات به قصد انتفاع به طوریکه در تفاهم معرف به آن صدق تجارت نماید.
✅تجاوز: خروج از یکی از مقررات جاری یک کشور از روی تعهد.
✅تحلیف: کسی را وادار به اداء سوگند کردن
✅تخلف: عدم انجام تعهد یا تأخیر انجام تعهد.
✅تدلیس: اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود.
✅ترکه: دارایی زمان فوت مستوفی که به سبب فوت وی از مالیت او خارج می‌شود قبل از اخراج واجبات مالی و دیون و ثلث.
✅تسبیب: وارد کردن ضرر به مال غیر که فعل منشاء ضرر به وسیله خود غافل، به هدف هدایت نشده باشد بلکه براثر تقصیر با بی‏مبالاتی و غفلت وی ضرری متوجه غیر گردد.
✅تسعیر: تعیین ارزش پول یک کشور با پول کشور دیگر.
✅تسلیط: هر کس در مال خود حق هرگونه تصرف که مخالف شرع نباشد دارد.
✅تصرف: عبارت است از اینکه مالی تحت اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به آن مال در حدود قانون یا بعدوان تصمیم بگیرد.
✅تصرف عدوانی: تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیر منقول از طرف کسی صورت گرفته باشد.
✅تضامن: در هر یک از دو مورد زیر بکار میرود: ۱ در صورت تعدد بستانکاران که هر کی از آنها حق مطالبه تمام تمام طلب را داشته باشند ۲ در صورت تعدد بدهکاران که بتوان تمام طلب را از هر یک از آنان مطالبه نمود
✅تعرفه: صورت قیمت ارقام کالا
✅تعزیر: مجازاتی است که دارای حداکثر و حداقل باشد، حداکثر آن در قانون معین است و حداقل آن باختیار قاضی است
✅تعهد: عبارتست از یک رابطه حقوقی که بموجب آن شخص یا اشخاص معین، نظر به اقتضای عقد باشند عقد یا جرم یا شبه جرم یا بحکم قانون ملزم به دادن چیزی یا مکلف به فعل یا ترک عمل معینی به نفع شخص یا اشخاص معینی می‌شوند
✅تغلیب: غلبه دادن یک جنس بر جنس دیگر بطور مجاز
✅تفاسخ: مترادف اقاله است.
✅تفلیس: صادر نمودن حکم افلاس کسی
✅تقسیط:‌تعیین اقساط برای محکوم علیه یا متعهد از طرف مرجع صلاحیتدار قضایی یا اداری
✅تقسیم: تفکیک حصه هر یک از شرکاء ملک مشاع معین از طریق تراضی شرکاء یا از طریق حکم دادگاه در صورتیکه بین همه شرکاء تراضی واقع نشود.
✅تکلیف: او امر و نواهی قانونی را گویند.